
همولایتی هنرمند من خانم مهوش صبرکن در روزنامه ایران مورخ 13 تير91 از زمان پخش سريال پشت
كوههاي بلند انتقاد كرده است.
هفته قبل به دليل خاصي مجبورشدم به اتفاق خانواده چندقسمت اين سريال را به طوركامل تماشا كنم
تا ببينم در پشت كوههاي بلند چه خبرهائي است؟
حاصل كار ،افسوس از وقتي بود كه صرف شد و دريغ از حضور لشكري از هنرمندان محبوبي كه خود را در
توهم ساخت ادامه سريالي جذاب به نام روزي روزگاري اسيركرده اند!
امراله احمدجو كارگردان خوبي است وشبكه ۳ سيما شبكه اي جسور.كارگردان خوب دنبال شبكه اي
جسور مي گردد تا هزينه ساخت فيلم يا سريالي راكه درذهن دارد بپردازد ،تركيب اين دو عنصر مي شود
سرياهائي مثل پشت كوههاي بلند.
چندي پيش داريوش مهرجوئي درمصاحبه با يك خبرنگار درتلويزيون پاسخ به منتقدان فيلم نارنجي پوش كه مي
گفتند از كارگردان هامون انتظار بيشتري داشتند،گفت:من هامون را ساختم واكنون نارنجي پوش را مي سازم
قرارنيست دوباره هامون را بسازم(نقل به مضمون)
تعبير من از اين سخن اين است كه هامون اثري كامل است كه هنرمند نمي خواهد تا آخر عمر نان
موفقيت آن را بخورد، بلكه مي خواهد تا زمان دارد ومي تواند فيلمهاي جديد بسازد وژانرهاي مختلف را
تجربه نمايد. من علي رغم برخي منتقدان اقدام مهرجوئي را مي ستايم زيرا او همگام جامعه
است .زماني دغدغه جامعه را در اجاره نشيني ومشكلاتش مي بيند وبه تصوير مي كشد وزماني ديگر
فلسفه زندگي را درهامون وزماني ديگر دغدغه محيط زيست را در نارنجي پوش.
اما كارگردان خوب سريال موفق روزي روزگاري در همان روزگار سريال موفقش متوقف شده است و چه
ملال آوراست كه مخاطبان خود را نيز بدون منطق در همان روزگار نگاه داشته است. البته از گردانندگان
شبكه ۳ سيما كه امكان لازم را يراي اين توقف بي فرجام كارگردان و مخاطب فراهم كرده اند نمي توان
گلايه اي داشت زيرا درطول اين چندسال اخير ثابت كرده اند كه دغدغه شان جذب مخاطب ورقابت با ساير
شبكه هاي تلويزيوني است و دراين رقابت تنها چيزي كه معنا ندارد محتواست!
بدبختانه روند فعاليت اين شبكه در سالهاي اخير نشان داده است كه نقدهاي دلسوزانه برخي ازچهره
هاي فرهنگي ، اديبان و جامعه شناسان درباره پخش سريالي مجموعه هاي مهران مديري به خصوص
"شبهاي برره" به جاي آنكه موردتوجه گردانندگان اين شبكه واقع شود بدتر باعث مي شود كه امكانات
و بودجه بيشتري دراختيار ايشان گذاشته شود و سهمشان از آنتن بيشتر شود انگار ايشان به نوعي از
ابراز قدرت دربرابر منتقدان لذت مي برند.
البته حق هم دارند به قول مدير محترم شبكه ۳ اين شبكه مخاطب فرهيخته نمي خواهد و فرهيختگان
عزيز وگرامي بروند از شبكه ۴ استفاده كنند ،اما مشكل اينجاست كه رسانه ملي درقبال غير فرهيختگان
هم مسؤليتهائي دارد كه فقط يكي از آنها ايجاد سرگرمي است و بعد ديگر آموزش واطلاع رساني است.
پسرم دانش آموز سال اول دبيرستان وعلاقمند به تاريخ است .ديشب ازمن مي پرسيد پدر اين سريال چه
مي خواهدبگويد؟تاريخ؟فرهنگ يا چه چيز ديگري را به نمايش گذاشته است .پولي كه به اينها داده اند
چقدراست؟كمي از آن را به من بدهند تا ازتاريخ ايران فيلمي بسازم،چنين وچنان...
فارغ از اينكه آرزو بر جوانان عيب نيست اما حرفهاي او من را به اين فكر واداشت كه آثار اين شبكه نه تنها
مخاطب فرهيخته را جذب نمي كند حتي درصدي از مخاطبان پرشور جوان را هم ازخود گريزان مي كند.
نكته جالب درمصاحبه خانم" صبركن" اين است كه ايشان باانتقاد از تبليغات تلويزيوني كم اين سريال
،زمان پخش آن را مناسب نمي دانند زيرا درساعت پخش اين سريال يكي از شبكه هاي ماهواره اي
سريال ديگري پخش مي كند!!!!
از اين سخنان چنين بر مي آيد كه اين سريال جذابيت لازم براي رقابت با سريالهاي ماهواره اي كه از
قضا بخش عمده آن را مخاطبان غير فرهيخته تشكيل مي دهند را هم ندارد وبايد براي جذب مخاطب
اين سريال دست به دامن تبليغ يا تغيير در كنداكتور پخش سبكه ۳ سيما شد!
خانم صبركن هنرمند محبوبي است.
او و همسرمحترمشان جناب آقاي پاك نيت را از زماني نوجواني مي شناختم. وقتي كه درتالار
ابوريحان واقع در دروازه كازرون شيراز تئاتر" آرمون" را به صحنه برده بودند پول تو جيبي مختصرم را
جمع كردم و ۶ بار به تماشاي اين نمايش رفتم .بدون شك اين زوج هنري از معدود زوجهاي هنري
كشورمان هستند كه ساليان سال در مسير هنر بازيگري همگام وهمقدم راه موقيت راپيموده اند اما
نمي توانم ناديده بگيرم كه كارگرداني چون" امراله احمد جو" نه تنها خودرا در روزگار احمدبيگ ايستاده
است بلكه اين زوج هنري وجمع ديگري ازهنرمندان جنوب كشورمان مثل محمد فيلي و رحيم هودي را
هم در روزي روزگاري متوقف كرده است واين امر مناسب شأن هنرمند ومخاطب نيست.
صرفنظر از لهجه هاي شيرين بازيگران محلي و صحنه هاي زيبائي از طبيعت مناطق خشك وكوهستاني
كشور، پشت كوههاي بلند خبري نيست جز ملغمه اي از تحريف تاريخ ،اطلاعات غلط ونادرست از فرهنگ
مردم وجامعه ايراني .
علیرضا دباغ