پس ازتصويب مصوبه مجلس شوراي اسلامي مبني بر كاهش روابط ديپلماتيك ايران و بريتانيا به
دليل اعمال تحريمهاي شديد انگليس علیه ایران، جمعي از دانشجويان به سفارت اين كشور درتهران
حمله كردند.
اين نوشته سواي چرائي اين عمل صرفاً تأملي بر نحوه پوشش خبري اين واقعه در رسانه هاي داخلي
دارد.
پوشش رسانه اي اين تجمع كمي پررنگ تر از تجمعات مشابه بود .معمولاً در ايران وساير نقاط جهان به
دلايل مختلف تجمعاتي مقابل سفارتهاي مختلف صورت مي پذيرد كه خوراك خوبي براي رسانه ها ست
اما اين تجمع به دليل مصوبه مجلس شوراي اسلامي كه چندروز قبل از آن رأي به قطع مراوده با
انگلستان داده بود اهميت بيشتري يافته بود ؛بنابراين پخش مستقيم تجمع دانشجويان از شبكه ماهواره
ای press tv و شبكه بين المللي خبر كاملاً توجيه پذيربه نظر مي رسد.زيرا اگر اين دوشبكه تلويزيوني خبر
را پوشش نمي دادند در عرف كارشناسي ناديده گرفتن ارزشهاي خبري اين تجمع تلقي مي شد ودر
عالم حرفه اي خطاي بزرگي به شمار مي رفت؛به خصوص آنكه فعاليت خبرنگاران ساير شبكه هاي بين
المللي درايران محدودتر شده است بالطبع اين شبكه ها بي رقيب به شمار مي روند .
اما مسئله از جائی آغاز می شود که این تجمع به حمله و ورود غیرقانونی عده ای به داخل سفارت می
انجامد.اينجاست كه بخشي از تصاوير پخش شده از حمله به سفارت انگلستان مورد سوء استفاده
رسانه هاي معاند قرار گرفته است. به جز تصاويري كه به صورت مستقيم از تلويزيون پخش مي شد
عكسهائي كه خبرگزاريهاي داخلي از اين ماجرا بر روي خروجي هاي خود قرار دادند، تنور واقعه را داغتر
مي كرد ومي كند.
قصد اين نوشته رد يا تأييد اين ماجرا نيست چرا كه موضع رسمي وزارت خارجه به عنوان متولي رسمي
روابط ديپلماتيك و نامه برخي مراجع همچون آيت الله مكارم شيرازي نشان دهنده اشكالاتي ست كه بر
اين اقدام مترتب است اما بحث بر سر داشتن يا نداشتن استراتژي رسانه اي در اينگونه مسائلي است
كه به حوزه هاي وسيعي از امنيت ملي سايه مي اندازد.
بديهي است دراينگونه موارد خبرنگاران وعكاسان وتصويربرداران خبري كار خودشان را انجام مي دهند و
رسالت اطلاع رساني خود را ايفا مي نمايند اما ملاحظات و ظرايف سياسيي امنيتي از مراجع بالاتر مي
تواند نحوه پوشش خبري را به نفع امنيت ملي كشورمان تغيير دهد. بي گمان بسياري از تصاوير ضبط
شده از اين ماجرا قابليت پخش عمومي راداشته اند اما برخي از تصاوير به خصوص عكسهائي كه در
خبرگزاريهاي داخلي برروي وب سايتها قرار گرفته است نياز به مميزي داشته اند كه متأسفانه
انجام نگرفته و با شيطنت رسانه هاي معاند وجهه مردم كشورمان را در نزد افكار عمومي جهان مشوه
ساخته است .
تصاويري از شعارنويسي روي ديوار اتاقي درسفارت يا محتويات درون يخچال سفارت و... از آن جمله اند.
به نظر مي رسد عقلاي قوم بايد در اين باره چاره انديشي كنند كه مغز متفكر رسانه اي درمسائل
استراتژيك ملي چه كسي يا كساني هستند؟
بي شك تصميم گيرنده نهائي دراين مواقع نميتواند تهيه كننده يك برنامه يا خبرنگار يك روزنامه يا دبير
يك سرويس خيري يا مدير مسؤل يك روزنامه يا وب سايت باشد زيرا حوزه امنيت يك ملت و منطقه يا
حتي فرهنگ وتمدن یک ملت را دربرمي گيردواين افراد نمي توانند به تنهائی تشخيص دهنده باصلاحیتی
در این زمینه باشند.
دركشوري كه مميزيهاي محكمي برروي كتاب وفيلم و محصولات فرهنگي انجام مي شود چرا محصولات
رسانه اي برآمده از حركتهاي سياسي زير نظر نباشند تا هيچ جرياني نتواندسرنوشت يك ملت
را به سليقه خويش رقم بزند.
انگاره سازيهاي رسانه اي از يك حركت معمول ومتعارف مانند تجمع اعتراضي بيرون سفارتخانه يك
كشور متخاصم نبايد به ابعاد نامتعارف يك حركت غير معمول در درون سفارتخانه مبدل شود.
بي شك بزرگنمائي حركت غير موجهي كه دردرون سفارت گذشته است حكم طعمه چرب ونرمي را
دارد كه روباه پير گشنه آن است ورسانه هاي معاند تشنه آن.
علیرضا دباغ