۱۴فروردین ۹۰-جام جم-ورودی ساختمان شهدای رادیو
دوستی می گفت: صبح که می آمدم عکس صفدری را ازدور دیدم خندیدم وگفتم تبلیغات انتخاباتی را
زودتر ازبقیه شروع کرده است .ببین چه پوستری زده است!
اوگفت:جلوتر که آمدم پایم سست شد... عجب رضا هم رفت؟!...
به او حق دادم هنوز جماعتی از قِبَل انتخابات گذشته ارتزاق می کنند و می خندند...
فروش میلیاردی اخراجی ها شاهد آن است...
اما این پوستر تبلیغاتی نبود ...
هرچند کنار اسم رضا واژه حاجی به چشم میخورد...
رضا رفته بود تا به صاحبِ خانه ملحق شود...
انالله وانا الیه راجعون.
روز ۲۷ اسفند آخرین باری بود که اورا دراستودیوی پخش رادیو ایران دیدم.مجری مهمان آخرین برنامه
گذرهفتم در سال ۸۹ بود...
کنار خانم نیرومند نشسته بود ومتین وبانشاط برنامه را اجرا میکرد.شیفت نوروزی من بود.ماندم که
برنامه تمام شود..خانم نیرومند همکارقدیمی من بودوحرفهای زیادی بودکه بزنیم.
رضاصفدری عجله داشت تابرود می خواستم از اواحوال آشنای قدیمیم محمد قضائی راجویا شوم ...
صدابرداربرنامه های من بود دررادیو شیرازاوایل دهه۷۰،می دانستم نسبتی با رضا دارد اما او عجله
داشت...
گفت :آقای دباغ بااجازه،خداحافظ...
با خودم گفتم بازهم اورا می بینم ـ گرچه همان روز به نیابت از سایرهمکاران موردتذکر واقع شدم که چرا
مجری تلویزیون را به رادیو آورده اید ـ...
چندثانیه بیشتر طول نکشید دستی تکان داد و رفت .دلم میخواست صدایش کنم اما گفتم عجله دارد
بگذار برود فرصت زیاد است باز اورا می بینم گفتم به سلامت ودستی تکان دادم ...
و او رفت ...
همیشه از فروردین می ترسم...
سیدحسن حسینی
افسانه قیصرخواه
و امروزحاج رضا صفدری ...
روحشان شاد!
آخرین کلام رضا صفدری را درآخرین برنامه گذرهفتم رادیو ایران در اینجا بشنوید.
علیرضا دباغ