سه شنبه دوم تیر 1388
شیر علم...(در حاشیه نامه فرزاد جمشیدی به رییس جمهوری)
خاتمی با انبوهی از اتهامات مخالفان سرسختش وقشری ازمتدینین در واپسین روزهای ریاست
جمهوریش به صداوسیما آمد ودر سالن همایشهای بین المللی مهمان مدیران وکارکنان صداوسیمابود.
آقای مجری با همان ریش بلند وچهره ملکوتیش در پشت تریبون قرار گرفت و با کلام مبالغه آمیزش از
خاتمی اسطوره ای ساخت که درایران جاودانه گردیده است. او چنان رسم مهمان نوازی را به جا آورد که
برخی از حامیان دوآتشه خاتمی هم از تمجیدهای اغراق گونه اش متعجب شده بودند.
برخی شهامت اورا میستودند وبرخی حماقتش را به ریشخند میگرفتند.
بسیاری فکر میکردند که او از زمره هنرمندان تازه به دوران رسیده ای است که باحمایتهای رسانه جویای
نامی درمیان نامداران است واین حرکت عجیبش را که شاید خودخاتمی راهم شرمنده وغافلگیر کرده بود
پایانی بر اجراهای تلویزیونی او در رسانه ای دانستند که از خاتمی دل خوشی نداشت.
اما عجبا که او با بداهه گوئیهایش دل خیلی هارابرده بود واو روز به روز در رسانه ملی رشد کرد گویی
همه فراموش کردند که زمانی حمایت ازخاتمی جرمی نانوشته در این رسانه محسوب میشد ودرست
دراوج این زمان مجری خوش سیمای تلویزیون ازخاتمی چون معشوقه ای دلربا تمجیدکرد و لی نه تنها
ممنوع التصویر نشدبلکه پای ثابت برنامه های مذهبی شد و افتخار بزرگ حاجی شدن را با کاروان
صداوسیماییها بارها تجربه کرد.
گوارایش باد .حج هایش مقبول وسعی هایش مشکور.
۴سال از آن زما ن گذشت .طبیعی است خیلیها عوض میشوند .
اصلا تغییر راخیلیها دوست دارند!
وقتی که اودر مصلای تهران میتینگ تبلیغاتی دکتر احمدی نژادرا با شور واحساس اجرا کرد ظریفی گفت
شاید تفضلی ازناحیه دعاهای مردم درماه رمضان به اوشده است اگرچه وی بی محابا در سحرهای آن
ماه مبارک چنان دلربایی کرد که بعضی حاجتمندان او را قبله حاجات دانسته وسحرگاهان عریضه به
دست (بنابه قول خودش) جلوی درب جام جم صف میکشیدند تا اوبیاید و با هاله ای از نوردر تلویزیون نام
مریضشان را بخواند ودیگران را به دعا دعوت کند.
نامش بلند و بلندتر باد آنقدر بلند که خودش میخواهد وارضایش میکند.
صاحب آن کلام بلیغ ومنادی سحر این بار قلم به دست گرفته و نامه ای خیرخواهانه به رییس جمهوری
نوشته است اینجارا کلیک کنید که خواندنی است .


