تبليغاتX
نقد رسانه - اسطوره سوزی در رسانه ملی
مقالات ونقدهای رسانه ای وفرهنگی
Image and video hosting by TinyPic


شاید شما با این نظر موافق نباشید اما از نظر من علی دایی در ورزش ما یک اسطوره است  زیرا:

او اولین فوتبالیست ایرانی است که موفق شد درمعتبرترین لیگهای فوتبال جهان حضور یابد ،گل بزند ونام

 ایران را در بین فوتبال دوستان جهان پرآوازه نماید.

او مرد سال فوتبال آسیا بود.

اوآقای گل جهان ورکورد دار آمار بیشترین  گل در بازیهای ملی  در دنیاست   

همه ی ستارگان حال حاضر فوتبال جهان او را میشناسند

به جز زبان های مادری به زبانهای انگلیسی و آلمانی صحبت میکند

در بزرگترین مراسم رسمی فوتبال درجهان از سوی فیفا دعوت میشود وقرعه کشی جام جهانی ۲۰۱۰

فوتبال را درکنار ستارگان بزرگ فوتبال جهان انجام داده است

علاوه بر ورزش در عرصه علمی نیز موفق ودربهترین دانشگاه صنعتی کشور تحصیل کرده است

مسلمانی معتقد به شعایر مذهبی است و...

آیا این ادله کافی نیست تا ادعا کنیم که زمان زیادی لازم  است  تا فوتبال ایران چنین شخصیتی  را به

خود ببیند؟

با این همه این اسطوره در یک بازی حساس در هشتم فروردین ۸۸  شکست !

دراینکه چه میزان ازاین واقعه برعهده ی او بوده وچه میزان به عوامل دیگربستگی داشته است  جای

 تاءمل  وجود دارد.

برخی برکناری اواز سر مربی گری تیم ملی فوتبال  را به مسایل سیاسی نسبت می دهند وبرخی نوع

رفتار وی باخبرنگاران وعدم تعامل مطبوعات بااو را عامل این مساله میداننداگرچه باخت تیم ملی در بازی

 با عربستان کاتالیزور اصلی این برکناری شد.

اما نکته اصلی اینجاست که این سرمایه ملی واسطوره ورزشی به دست هموطنانش شکسته شد.

در چرایی این مطلب دیدگاههای ورزشی را به اهلش باید سپرد اما به اعتقادمن ۱ عامل شخصیتی و۴

عامل رسانه ای سبب این اسطوره سوزی است .

۱-عامل اول پذیرش این مسولیت از جانب آقای دایی در زمانی زودتر از آنچه که شایسته بود میباشد. 

اومربی همبازی های سابق خودشد که به طورطبیعی ونه به حق خود را معادل  وی فرض میکردند اگرچه

تلاش اوبرای معرفی وجایگزینی نسل جدیدی از فوتبالیستها دراین فرصت اندک نشانگرنبوغ وی بود اما به

 ثمرننشست .ـازبسط بیشتراین مطلب پرهیز میکنم تازودتر به مسایل رسانه ای برسیم.ـ 

 ۲-جریان سازی رسانه ملی به خصوص برنامه نود در حاشیه انتخاب او به عنوان سرمربی تیم ملی

ودرادامه آن پس از هرکدام ازبازیهای این تیم.

مدتی است که برنامه نود خواسته یا ناخواسته درگیر حواشی مختلفی ورزش فوتبال گردیده است که

اتفاقا جذابیت فراوانی برای جذب مخاطب دارد اما نبایدنادیده گرفت که نقدوبرسی علمی با جنجال آفرینی

 وگزارش حاشیه ها متفاوت است .

مگر مدعیان اخلاق مداری دررسانه ها همواره منتقدنشریات زرد نبوده اند  پس چرا با تساهل وتسامح

 راه برای تبدیل یک برنامه جذاب وپرمخاطب تلویزیونی به یک برنامه پر حاشیه  باز مینمایند؟

مگر نشریات زرد کاری جز دامن زدن به حواشی و پیگیری برخی از اسرار ستارگان فوتبال  و هنر انجام

میدهند؟ 

اثبات دروغگویی یک بازیکن فوتبال که در اوج عصبانیت روحی پس از شکست درمسابقه  باشخصی

 درگیرمیشودوسپس این درگیری راتکذیب میکند اطلاع رسانی است یا حاشیه پردازی ؟

ازاین نمونه ها در سری اخیر برنامه نود و یا دوربین خبرساز شبکه خبر بسیار دیده میشود .

مگرتلویزیون چه تفاوتی با رسانه های مکتوب دارد که اینگونه نگاه در یکی جرم مطبوعاتی وزرد رنگ

 است ودیگری جریان آزاد اطلاعات و رسالت خبری رسانه ؟ 

۳-رسانه ملی در نوع حمایت از تیم ملی فوتبال یک اشتباه مهلک مرتکب میشود !

ملاقاتهای مکرر مسولان فدراسیون فوتبال وشخص سرمربی تیم  با مدیران ارشد رسانه ملی بیش از

آنکه کارآیی تیم فوتبال ورسانه ملی  را بالا ببرد جنبه تشریفاتی داشته وخوراک روابط  عمومی ها را

 فراهم میسازد.

شعار رسانه ملی یاردوازدهم تیم فوتبال به چه معناست ؟

آیا میتوان تبلیغ رایگان برای جمع شدن تماشاچیان بیشتر از ظرفیت ورزشگاه را در لابلای برنامه های

 تلویزیونی  حمایت از تیم تلقی کرد؟

آیا پخش سرودها وتصاویر مهیج برای ترغیب تماشاچیان به تماشای این مسابقات حمایت ازتیم ملی

است؟وآیا برخورداری از این نوع تبلیغات نیاز به جلسه در دفتر روءسای فدراسیون وصداوسیمادارد؟

اگر جواب مثبت است مایه تشکراست اما اشتباهی که ازآن یاد کردیم آن است که فکرکنیم حمایت از

تیم  ایجادهمین هیجان کاذب است .

همه میدانیم که یک سوی بازی فوتبال برد است ویک سوی دیگر باخت.

 طبیعتا" هرایرانی مایل به برد تیم ملی کشورش درتمامی بازیها به خصوص بازیهای خانگی است اما باید

 به این هم فکر کرد که دلیلی ندارد حریف ازما قویتر باشدیا تضمینی وجودندارد که درعیدنوروز همیشه

 پیروزی عیدی حریف به ما باشد؟

حال این سوءال مطرح است که رسانه ملی چقدر برای زمینه سازی پذیرش هر نتیجه ای  در این بازی یا

بازیهای مشابه نزد جامعه برنامه ریزی کرده بود؟

اگر رسانه ها سطح توقع عمومی را بااحتمالات عالم ورزش  تنظیم مینمودند شاید شاهد تغییرناگهانی

شعارهای تماشاگران دراستادیوم آزادی وترک ورزشگاه پس از خوردن گل تساوی نبودیم.

وظیفه مطاله وتنظیم مسایل روانی اجتماع دروقایع ملی با کدام ارگان یا سازمانی است؟ چرا برای هر

پیروزی مدعیان فراوانی موجوداست اما برای شکست تولیتی یافت نمیشود؟

۴-بار عاطفی کلماتی که گزارشگر شبکه سوم سیمادر پخش مستقیم بازی به کارمی برد نشان دهنده

 عدم تسلط او بر اعصاب وجوگیرشدن وی یا سناریویی از پیش طراحی شده برای محکومیت کادرفنی تیم

 به شمار میرفت که هردو مذموم وناپسنداست.(درحالیکه سرمربی تیم عربستان کنارزمین آرام وقرارندارد

 کادر فنی تیم ما راحت روی نیمکت نشسته اند...)

۵- تکیه برتصویربسته پرچم علی ولی الله پس از گل اول تیم ایران درحالیکه این پرچم نشانه ای ازاندیشه

شیعی رادر پیش چشم میلیونها بیینده تلویزیونی در سایرکشورهای اسلامی منطقه بامذاهب مختلف

  تداعی مینماید اتفاقی وسلیقه کارگردان است یا...

۶-نظرسنجیهای جهت دار شبکه خبر و برنامه نود پس از شکست تیم ملی با گزینه های بسته ای با

شاه بیت تکرار نام علی دایی به عنوان یکی از گزینه های اصلی عامل شکست تیم ایران از عربستان 

 یک پیام برنامه ریزی شده است یا یک اتفاق ساده؟

 

شاید نخبه کشی ایرانیان یک توهم توطئه بیش نباشد اما اسطوره سوزی علی دایی در رسانه ملی یک

 واقعیت تلخ است  که نباید به راحتی از آن گذشت...

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 11:30  توسط علیرضا دباغ  |